روزی مردی عقربی رادید درون آب دست وپامیزندتصمیم گرفت عقر

روزی مردی عقربی رادید درون آب دست وپامیزند؛تصمیم گرفت عقرب رانجات دهد؛اماعقرب انگشت او رانیش زد،مردبازهم سعی کردتاعقرب را از آب بیرون بکشد،اماعقرب بار دیگر اورانیش زد.رهگذری او رادید وپرسید:برای چه اصرار داری عقربی را که مدام تو رانیش میزند نجات دهی؟
مرد پاسخ داد:این طبیعت عقرب است که نیش بزند ولی طبیعت من که انسانم عشق ورزیدن است؛

تقدیم به کسانی که نیش عقربهارا خوردند وبازهم عشق ورزیدند....!!!4/28ساعت17/18
دیدگاه ها (۲۴)

بارندگی دیشب@ جلودرخونه گنبد4/29 امروزصب ساعت8

یک مهندس رفت کلانتری تا برای همسر گم شده اش فرم پر کنه !مهند...

ﻣﺮﺩﺍﻧﻪ ﮐﻪ ﺩﻟﺖ ﺑﮕﯿﺮﺩ ﮐﺪﺍﻡ ﺯﻥﻣﯿﺨﻮﺍﻫﺪ ﺁﺭﺍﻣﺖ ﮐﻨﺪ…؟ﻣﺮﺩﺍﻧﻪ ﮐﻪ ﺑﻐﺾ ...

همیشه فکر می کردم بدترین چیز در زندگی تنها ماندن است...........

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط