{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قطار می رود ...

قطار می رود ...

تو می روی ...

تمام ایستگاه ... می رود

و من چقدر ساده ام !

که سالهای سال

در انتظار تو ...

کنار این قطار رفته ایستاده ام 

و همچنان ...

به نرده های ایستگاه رفته ...

تکیه داده ام ...

" قیصر امین پور "
دیدگاه ها (۱)

نمیخاد سَعی کنی مُتفاوت باشیهمین کِه خوب باشیاین روزابه اندا...

این روزا فراموشی بی معنیه ..ما فقط به مرورِ زمان بعضی آدما ب...

اونجا که قیصر امین پور میگه: راستی؛در میان این همه اگرتو چقد...

و من به چشمهای بی قرار تو قول می‌دهم؛ریشه های ما به آبشاخه‌ه...

سکوتی بود بر قلبم که با آن میزدم فریاد / اگر از شهر غم رفتی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط