کسی اولین بار یه کلم دیداولین برگش رو کند زیرش یه برگ د

کسی اولین بار یه کلم دید.اولین برگش رو کند, زیرش یه برگ دیگری رسید و زیران برگ یه برگ دیگه و...با خودش گفت :چه چیز مهمیه که اینجوری کادوپیچش کردن!ما وقتی به تهش رسید وبرگها تمام شدمتوجه شد که چیزی توی ان برگها پنهان نشده بلکه کلم مجموعه ی این برگهاست .داستان زندگی هم مثل همین کلم هست ما روزهای زندگی را تند تند ورق میزنیم وفکر میکنیم چیزی اونور روزها پنهان شده در حالیکه همین روزها ان چیزی است که باید دریابیم و درکش کنیم...وچقدر دیر میفهمیم که بیشترغصه هایی که خوردیم,نه خوردنی بود نه پوشیدنی,فقط دور ریختنی بود!
زندگی, همین روزهاییست که منتظر گذشتنش هستیم...
دیدگاه ها (۲)

باید خیانت ڪنے............!!.......... تا دیوونه ات باشن...!...

بزرگی گفت : وابسته به خدا شوید پرسیدم : چه جوری ؟گفت : چه جو...

العگل بجفاک یمدلل ولک خاف@ماتسئل شفت غیری ولک خاف@اذا مومنی ...

ولت کرده؟؟؟؟؟؟؟؟شبا تا صبح بخاطرش گریه میکنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟نتونست ...

#تلنگرانه شخصی گرسنه بود برایش کلم آوردند...اولین بار بود که...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط