{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی «مهدی» در بیمارستان غیبش زد! ؛

وقتی «مهدی» در بیمارستان غیبش زد! ؛

فکش اذیتش می کرد.
دکتر معاینه کرد و گفت «فردا بیا بیمارستان. »
باید عکس می گرفت.
عکسش که آماده شد، رفتیم دکتر ببیند. وسط راه غیبش زد.
توی راه روهای بیمارستان دنبالش می گشتیم.
دکتر داشت می رفت.
بالاخره پیداش کردم.
یک نفر را کول کرده بود داشت از پله‌ها می برد بالا؛
یک پیرمرد را.


شهید مهدی باکری
دیدگاه ها (۲)

کسی که نیاز برادر مؤمن خود را برآورده سازد مانند کیست؟ ؛عنه ...

لالایی بابایی ازت قصه تازه می‌خوام، کجایی؟ ؛حمید هنرجو از شع...

دعا با این شرط به آسمان می رسد ؛درود یا به اصطلاح صلوات فرست...

برگرهای عجیب با مگس! ؛ هرسال در فصل گرما میلیون ها مگس دور ت...

#اربـاب‌‌سـنگدل#پارت_35···دکتر با نگاهی جدی به ا/ت گفت : " خ...

my love part 59

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط