{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

طرف دلتنگ همیشه ما بودیم...

طرف دلتنگ همیشه ما بودیم...
تابوده همین بوده.من دلم تنگ میشد
یه کاغذمیذاشتم جلوم از اسمش سیاه میکردم
توهمین سیاه کردنایه چند قطره اشکم میچکید
همیشه هم کاغذه رو تیکه تیکه میکردم ک کسی نیبینه
هی باخودم میگفتم زنگ بزنم ؟پیام بدم؟خبر بگیرم؟
همش دنبال بهونه بودم واسه دیدنش
اونقد تو فکرم قدم زد و حواسم بهش معطوف شد
که دیگه هیچکس و هیچ چیزو نمیدیدم
ی جورایی کور و کر شده بودم
تا اینکه بی خداحافظی رفت
میدونم برمیگرده ها ...ولی این همه ناراحتیه من دیگه از بین نمیره..
حتی اگ توجیه کنه و دلیل منطقی هم داشته باشه و عقلم قبولش کنه میدونم ک دلم نمیتونه...
نه بخاطر حداحافظی نکردنااااا
بخاطر اون همه دلتنگی ک من کشیدمو یک هزارمشم تو وجود اون دیده نمیشد
غرور دلم پیش خودم خورد شد
دیدگاه ها (۵)

بعد از تو گریه هام امونمو بریداز عشق تو فقطحسرت ب من رسیدبیز...

شرمندم...😊 😊 😊

!مسافر خانه تسخیر شدهیک شب سرد زمستونی بود،هوا گرگ و میش بود...

وانمود کردم ب همه که خیلی سخت نبود غمترفتن و دل بریدنت....وا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط