{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اثری نمانده از من، به جز این دو دست خالی

اثری نمانده از من، به جز این دو دست خالی
نه ترانه ای نه شعری نه تبسمی نه حالی

تو کجای قصه هایی که ندارمت نشانی
ز کرم عنایتی کن بگذر از این حوالی

به چه خوش کنم دلم را؟ به توهم و خیالات؟
نه به دیدنت امیدی نه به بودنت وصالی

شب و روز در عبورند و فقط خدای داند
که چقدر خسته ام من ز گذشت این توالی

اگر آه بود و حسرت تو ببخش نازنینم
همه چیز بی تو سخت و همه چیز با تو عالی
دیدگاه ها (۱)

ﮐﺎﺵ ﮐﺴﯽ ﺑﺮﺍﯾمان ﮔﻔﺘﻪ ﺑﻮﺩﮐﻪ ﭘﺮﺍﻧﺪﻥ ﮔﻨﺠﺸﮏ ﺭﻭﺯﻩ ﺭﺍ ﺑﺎﻃﻞ ﻣﯿﮑﻨﺪﻭ ...

شروع راه چنین است انتهایش چیست؟خدا! دلی که گرفته بگو دوایش چ...

خدایا...خستــــه ام از تمــــام بــاور هـــا . . .خستــــه ا...

چون مساله های جبــــر ما دشواریم ...معلــوم نمیشود چـــــــه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط