{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ویو ات

ویو ات

اروم اروم اروم بهم نزدیک شد منم پامو از مبل بالا اوردم که یهو یه سیلی محکم زد بهم
که لبم پاره شد بغضم ترکید
یهو یغمو گرفت انداختم از مبل پایین
کوک کمربنشو دراورد

ات: کوک کو نه نه.......... مگه چی شده...(گریه)

یهو با کمربند شروع کرد به ژدن ات

ات: کو.. ک اخ کوکـــ اخ (گریه و بیجون)

ویو ات

کوک نزدیکای ۱۰۰ ضربه بهم زد ولم کرد اروم با
لباسای خونی پاشدم کوک رفت تو اتاقش منم رفتم تو اتاقم لباسم رو عوض کردم لبم رو پماد زدم و بزور رفتم تا تو اشپز خونه
دوکبوکی درست

ویو کوک
خیلی عصبی بودم اخه ات بگو اینا به تو چه از عصبانیت نمیدونسم چیکار کردم ولی باز هم عصبی بودم هم پشیمون

ویو ات

غذا درست کردم و کوک رو صدا زدم


ات: ک.. وک(ترس و بغض)

وییو کوک

ات با صدای ضعیفی برای غذا صدام زد رفتم نشستم سر میز رفت بشقاب و چاب استیک
بیاره از پشت بهش نگاه کردم خیلی ریزه میزه
و تح**ریک کننده بو که برگشت نشست سریع نگاهمو ازش
گرفتم
چشمم. به زخم روی لبش افتاد دلم سوخت
خیلی کم خورد و سریع رفت اتاق و درم بست
منم خوردم برای اینکه از دلش در بیارم ظرفارو شستم(شت😂😂)

پیو ات

سر تختم دراز شده بودم که یهو کوک از دشت بغلم کرد.......

شرایط پارت بعد

تا لایک۱٠
۳تا کمنت
کمه برسونید
ببخشید دیر دیر میزارم
دیدگاه ها (۱۴)

ویو کوک ساعت 12 نصفه شب بود هنوز نیومده بود خونه گفته بود می...

پارت ۵ ویو جونگ کوک:وقتی کارام رو تموم کردم رفتم قصر وقتی رس...

چند پارتی جیمین پارت ۴

dark love

پارت 5 رمان🦋 عشق مدرسه ای🦋اون کسی نبود جز جون کوک دوست پسر ق...

مهمونی خطرناکپارت=6ویو کوک: با اون دختر به قسمت سرپوشیده رفت...

وقتی بهت خیانت میکنه p۴ویو جیمین وقتی اعضا اون حرفا رو بهم ز...

غروب...بعد از قدم زدن در باغ...ات و کوک به عمارت برگشتند.ات ...

بعد از چند دقیقه، جونگ‌کوک متوجه شد ات هنوز هر بار که صدای ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط