{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آفرین گفتن یک شهر به چه کارم آید

آفرین گفتن یک شهر به چه کارم آید

شعر گفتم تو بخوانی و بدانی حالم


#ارس_آرامی
دیدگاه ها (۱)

چشمان تو صد طعنه به شيطان رجيم استلب ها چو عقيق جگری "ناز و ...

هرگز ندانست بعد از آن لبخندشچطور دمار از روزگار من درآمد!! #...

گاهی نفسی هست٬ ولی هم نفسی نیستدر هر نفست جز نفست، هیچ کسی ...

شاعری و این طبع روان همه از دولت اوستورنه ما کجا و برقص آورد...

- درد یعنی شعر بگویم بهر دلتنگیِ تو ،تو ندانی و بخوانی بهرِ ...

P²⁷The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

گفتا چه کسی بود تو را شعر بیاموخت؟! گفتم: به خدا زلف تو و نا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط