{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بیقرارم میکنی با ناز چشمانت ، عزیز

بیقرارم میکنی با ناز چشمانت ، عزیز
میکشد اخر مرا لبهای خندانت عزیز

جان فدایت میکنم روزی اگر یارم شوی
گر بگیری دست قلبم را به دستانت عزیز

با دل سرگشته میخوانم برایت شعر ناب
یک شبی را گر شوم ناخوانده مهمانت عزیز

روی ماهت را نکن پنهان ، نقاب از رو بگیر
تا شود روشن شبم از ماه تابانت عزیز

عاشقی کن تا دلم سرمست و شیدایت شود
دلبری کن تا شوم عمری غزلخوانت عزیز

عاشقان را درد دوری میکشد ، تردید نیست
از دلم دوری نکن ، دستم به دامانت عزیز

درس عاشق پیشگی را از برم ، حالا ببین
میکنم در عاشقی جان رابه قربانت عزیز

💚❤️💚
دیدگاه ها (۰)

بیقرارم میکنی با ناز چشمانت ، عزیزمیکشد اخر مرا لبهای خندانت...

بیقرارم میکنی با ناز چشمانت ، عزیزمیکشد اخر مرا لبهای خندانت...

بیقرارم میکنی با ناز چشمانت ، عزیزمیکشد اخر مرا لبهای خندانت...

خداوند دوست داشتنی من،:تو معبودمنی، بگذاردادازدل بگیرمپناهم...

خداوند دوست داشتنی من،:تو معبودمنی، بگذاردادازدل بگیرمپناهم...

عاشقانه

در تلاشـم نـازنینم ، شـاد و خندانت کنمدردها داری بـه دل ، بـ...

انقدر خوبی که حیرانت شوم مست احساس فراوانت شوم انقدر پاک و ن...

در تلاشم نازنینم ، شاد و خندانت کنمدردها داری به دل ، با م...

در تلاشم نازنینم ، شاد و خندانت کنمدردها داری به دل ، با م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط