میگه یه شیر بود مریض شده بود
میگه یه شیر بود مریض شده بود
بد روباه اومد بهش گفت چی شده شیر جنگل گفت مریضم گفت درمان تو خوردن گره خره شیر رفت یه گره خر و شکار کرد اشت میخورد روباهه دست و پاشو با اون روده گور خر محکم بست فردا صبح خشک شد شیر نمیتوانست از جاش بلند بشه پا بشه.....
یه موش اومد گفت من میتوانم پاتو باز کنم مو شیرو آزاد کرد شیر از اونجا فرار کرد رفت گفت چرا شیر فرار کردی گفت جایی که آدمی که به دور بر آن نیز پاتو ببنده یه موشی که ارزشی نداره بیاد پاتو باز کنه اونجا جای ماندن نیست
بد روباه اومد بهش گفت چی شده شیر جنگل گفت مریضم گفت درمان تو خوردن گره خره شیر رفت یه گره خر و شکار کرد اشت میخورد روباهه دست و پاشو با اون روده گور خر محکم بست فردا صبح خشک شد شیر نمیتوانست از جاش بلند بشه پا بشه.....
یه موش اومد گفت من میتوانم پاتو باز کنم مو شیرو آزاد کرد شیر از اونجا فرار کرد رفت گفت چرا شیر فرار کردی گفت جایی که آدمی که به دور بر آن نیز پاتو ببنده یه موشی که ارزشی نداره بیاد پاتو باز کنه اونجا جای ماندن نیست
- ۷۶۲
- ۰۹ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط