نگاه کنببین چقدر محکم شده ام من همانمهمان که ط
نگاه کن...!ببین چقدر محکم شده ام...! من همانم...همان که طاقت بی خبربودن از"تو"را نداشت و دیوانه اش میکرد.همان آدم دلبسته ی وابسته ای که وان یکاد خواندن هایش بدرقه ی سفرهای کوتاه وبلندت بود.من همانم...!فقط محکم بودن را سعی کرده ام...تا یادم بروی ...تا نبودنت و ندیدنت "عادت"لحظه هایم شوند.بی خیال اینکه برای محکم شدن چه تاوان هایی که نداده ام....آنقدر زیاد که بارها در خودم شکستم و خرد شدم.چه روزهایی که زمین خوردم و دست به زانو برخاستم...تایادم بروی تا نبودنت و ندیدنت "عادت"لحظه هایم شوند.من همانم جان دلم...همان دخترشیدایی که چشمانت تنها نقطه ضعف زندگی ام بود...این آدم حالا وانمود می کند که محکم شده است.قرص و استوار ...آنقدری که آدمها فکر می کنند هیچ چیز و هیچکس از پا درش نمی آورد...فقط...قول بده شب ها از میان رویاهایم بین خواب و بیداری گذر نکنی...تا یادم بروی تا نبودنت و ندیدنت عادت لحظه هایم شوند...!!!
- ۳.۰k
- ۲۷ بهمن ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط