{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

انگشت به لب مانده ام از قاعــــــده ی "عشق"

انگشت به لب مانده ام از قاعــــــده ی "عشق"
ما "یار" ندیــــــده تب معشـــــــوق کشیدیم...
#صائـب_تبریزی
دیدگاه ها (۸)

مرا یک شب تحمـل کن که تا باورکنی ای دوستچگونه با جنـــون خود...

و تــــو خندیدی و مـــن فهمیدمکه جهان روی خوشی هم دارد

عقل آدمی، بزرگترین اهرم برای بلند کردن هر چیزی است؛و تفکر، ع...

دلم کمی خوشــبختی میخواهد...ازهمان خوشبختی ها که بشودهم گریه...

انگشت به لب مانده ام از قائده عشق؛ما یار ندیده تب معشوق کشید...

گوناگون

یادگار عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط