{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به دردی دچارم

به دردی دچارم
که نه راهِ بغض می‌شناسد
نه راهِ اشک
فقط خیره می‌مانم
به در
به پنجره
به هرچه که می‌شود از آن رفت ...
دیدگاه ها (۳)

گاهی جمعه هاآدم دلش یک مادربزرگمیخواهدویک جمله ...فدای چشمات...

.چشمت به ‌چشم ما و دلت پیش دیگریستجای گلایه نیست که این رسم ...

کوچ مجنونت از این اقلیم بی علت نبودتا که از چشمت نیفتم رفع ز...

دلم میخواهدخودم را از تنم در بیاورم!بشورمبچلانمو روی طناب حی...

رها🦋 ظاهرم آرام است...اما درخودم سرگردانمجایی میان ماندن و ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط