{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امروز رفتم خونه آرتین پانسمان دستشو عوض کنم.

امروز رفتم خونه آرتین پانسمان دستشو عوض کنم.
وقتی سرم بهش وصل کردم گفت عمو اشک صورتمو الان چجوری پاک کنم؟

مامانم هم که خونه نیست. یک دستش تیر خورده، تو سرشم یکی دیگه!

یک لحظه فرو ریختم.‌...قلبم شکست...شب اول هم تو بیمارستان آورده بودنش من شیفت بودم، ازم پرسید عمو داداشم مرده؟

جواب مظلومیت و آه این بچه و تنهاییش رو چه کسانی باید بدهند....

روایت جناب آقای اکبری، پرستار و مسئول تعویض پانسمان #آرتین
دیدگاه ها (۰)

#طنز_سیاسی#کار_خودشونه

تکرار #دروغ میشه #باور

#طنز#نگین🤣🤣🤣🤣🤣🤣

#آرمان_علی_وردی#مظلومیت#روضه_مجسم

My professor Part:19پشتمو بهش کردم و اون نزدیک تر شد...داشتم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط