بدترین ضربه ای که خوردم این بود که
بدترین ضربه ای که خوردم این بود که
از راه رسیدمو دیدم
مامان بزرگم داره با ادکلنی که داییم از انگلیس اورده
.
پشه میکشه...
از راه رسیدمو دیدم
مامان بزرگم داره با ادکلنی که داییم از انگلیس اورده
.
پشه میکشه...
- ۷۰۳
- ۰۹ دی ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط