{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیروز توی کافه میز کناریمون دو تا دختر ناز شیش هفت ساله ن

دیروز توی کافه میز کناریمون دو تا دختر ناز شیش هفت ساله نشستن بودن که متوجه شدم تنهان و دوتایی اومدن، تمام مدت برای خودشون سفارش میدادن و كلي خوشحال بودن و در آخر هم یه آقا(پدر یکی از دخترا) با لبخندی از اعماق وجودش اومد داخل و بهشون گفت خوش گذشت؟؟ حساب کرد و باهم رفتن…

همون لحظه از اعماق وجودم آرزو کردم آدما اگه تصمیم به بچه دار شدن دارن با این درک و شعور پدر و مادر شن...
#تکس
دیدگاه ها (۲۲)

‌ ‌ زندگی رو ...

💙؛🙂

‏دوست داشتن شبیه خلع سلاح شدنه ، هر چی بیشتر یکی رو دوست داش...

بحث، دعوا، قهر، ناراحتى، هميشه هس.. ببينيد كى واقعاً با اين ...

" پرواز قوها "" 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت ۱۲ویو راوی بعد از ا...

یوجین

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season²PART⁴⁸(نایون+...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط