{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‏‎گرمی آغوش تو دور است

‏‎گرمی آغوش تو دور است
از من جان من
این چنین عزلت نشین گشتم
که می بینی مرا...
دیدگاه ها (۰)

‏ما با هم بودیم ولی او از تنهایی می نوشت...

‏چه محشر میکند دو چشمان سحر خیزتتو مولانای ما گشتی و ما شمس ...

‏یک نفس جایی قرارم نیست، گویا ریختندرنگ این ویرانه را از بوی...

‏کاش در باغ زمین هم میوه ی ممنوعه بودبلکه آدمها از این ویران...

تمامِ تواسم تمام روزهایم شد به نام تو  آغاز من، تکرار زیبای ...

غم تو مرا گوشه نشین کرد روحت شاد یادت همیشه گرامی پدر ایرا...

تو مرا جان جهانی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط