{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تمامِ دلتنگی هایم را برایش نوشته ام؛

تمامِ دلتنگی هایم را برایش نوشته ام؛
خط به خط...
روز به روز...
ساعت به ساعت...
اما میترسم!
میترسم از اینکه بخواند و با پوزخندی از کنارش رد شود!
میترسم از اینکه بخواند و با یک "مرسی" گفتن،
تمامِ تصوراتم را خراب کند!
میترسم از اینکه یک نفر قبل از من،
تمامِ اینها را برایش گفته باشد!
شجاعتم تا همین حد بود؛
"برایش نوشتن"
من جراتِ ارسالش را ندارم!
دیدگاه ها (۳)

زنها بعد از شکست عشقی تمام درد رو یکجا میکشند و بعد کم کم یا...

«دوستت دارم» رامن دلاویزترین شعر جهان یافته‌اماین گل سرخ من ...

کوچه و خیابانپر شده از آدمهایی کهدیگر لازم نیست برای داشتنشا...

مَـن هر کجای این شهر، رفتم که او ببینمای دل کجای کاریهر جا ک...

...

دشمن امن من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط