{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تک پارتی چان

تک پارتی چان
وقتی ا.ت حاملست و....
ویو ا.ت:منو بنگچان حدودا ۲ سالی میشه که ازدواج کردیم و هردومون خیلی بچه دوست داریم و من ۵ ماهه حاملم...امروز قرار شد بریم خونه ی مامان چان ناهار دعوت کرده بودن پاشدم روتین پوستیمو رفتم و لباس پوشیدم و راه افتادیم...
ویو خونه ی مامان چان:
&خب عروس بگو بینم به نظرت زود بچه دار نشدی؟؟
+خب خاله هم من بچه دوست داشتم هم چان.
&آخه هنوز ۲ سال نشده ازدواج کردین..
+خاله با اجازتون من برم لباس عوض کنم.
،
،
،
رفتم اتاق لباسمو عوض کردم و اومدم بیرون داشتم از پله ها میرفتم پایین که مامان چان منو محکم هول داد پایین پله..
+ایییییی
&واییی عروس خوبی؟(نیشخند)
ویو چان:صدای ا.تو شنیدم دوییدم سمت پله که دیدم ا.ت پایین پله از درد به خودش پیچیده منم که مامانمو میشناختم گفتم:
+دلیل نمیشه چون شما بچه دوست ندارید ماهم دوست نداشته باشیم..
+واقعا چطور دلتون میاد با نوتون همچین کاری کنید؟؟؟
،
،
دست ا.تو گرفتم و سوار ماشین شدیم
ویو ماشین:
-حالت خوبه
+اره خوبم.
-نمیتونم برای دیدن فرشته کوچولومون صبر کنم.
+منم همینطور بهترین بابای دنیا.


و بعد رفتن رستوران غذا خوردن🍔

خوشتون اومد پرستیدنی هام؟؟؟🛐🛐🛐🛐


#mahoor
دیدگاه ها (۲)

سناریو:وقتی داری ظرف میشوری و ماگشونو میشکونی...بنگچان:(لبخن...

سناریو:وقتی حامله ای....بنگچان: دل تو دلم نیست دستای کوچولوش...

سناریو:وقتی با کارتش یه عالمه فقط برای خودت خرج می‌کنی...بنگ...

سناریو:وقتی خیانت میکنن ولی پشیمون نیستن..بنگچان:ا.ت امیدوار...

عشق مافیا

چند پارتی نامجون درخواستی وقتی بین تو و داداشت فرق میذاشت pa...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط