𝑀𝓎 𝒮𝒶𝒹𝒾𝓈𝓂𝒾

𝑀𝓎 𝒮𝒶𝒹𝒾𝓈𝓂𝒾


پارت ۱۰
نیشخندی به حسودی کوک زدم..و بعد از اتاق رفتم بیرون و رفتم پایین تا برم خونه

"ویو خونه"
داشتم یه چیزی درست میکردم بخورم که صدای در اومد..رفتم سمت در اما از چیزی کع دیدم تاسف خوردم..کوک باز هم زیادی نوشیده بود و کاملا مست شده بود.،به سمت کاناپه رفت..نشستم کنارش
_چرا انقدر خوردی؟..
+چرا..
_چی چرا؟
+چرا..سوهی حتی یه ذره به عشق من توجه نمیکنه؟..*مست*
تکخنده ای کردم و گفتم
_سوهی کیه؟
+اون..اون خوشگلترین دختریه که دیدم! و نامزدمه...
کتشو آروم درآوردم.. بعد رفتم سمت دکمه های پیرهنش..دونه دونه بازش کردم تا با بدن عضله ایش مواجه شدم!...قلبم داشت میومد توی دهنم!..بدنش برق میزد و نور خونه هم کم بو. و باعث شده بود وضه خیلی هات بشه!
ناگهان دستمو کشید منو چسبوند به خودش... با تعجب بهش نگاه میکردم..فاصله لباش تا لبام خیلی کم بود...با صدای بم گفت
+دیگه نمیتونم تحمل کنم سوهی...

لباشو گذاشت روی لبام و محکم مک میزد!
نمیدونستم چیکار کنم!..گازی اژ لب پایینم گرفت که باعث شد به خودم بیام و بوسه رو ادامه بدم..

نفس داشتم کم میوردم و نمیتونستم نفس بکشم کمی از جدا شدم...هر دوتامون نفس نفس میزدیم...اینو میدونستم که مسته و کارای الانش دست خودش نیست..شروع کرد به قهقهه زدن
+خیلی ساده ای!
_چرا؟
+چون من اصلا مست نیستم!
از حرفش جا خوردم..یعنی واقعا بوسیدم...؟ عوضی خیلی خوب نقش بازی میکنه!

یکی زدم به سینش
_خیلی بدی!
و پاشدم رفتم سمت اتاق داشت از پشت صدام می‌کرد
+سوهییی..قهر نکن دیگه ببخشیددد!




ببخشید این پارت کمه فردا میزارم😁
دیدگاه ها (۱)

صب با آلارم گوشیم از خواب بیدار شدم. ساعت ۱۱ بودم. بلند شدم ...

Do I love him, or do I hate him?p:⁴اجوما هم خیلی سریع درست ک...

خاطرات عشق ما پارت ۳ویو سوهی وقتی از خواب پریدم قلبم تند تند...

وقتی دوست صمیمی هستین ولی دوست دختر داره ولی یه روز . . ._آر...

اجبار به بد بختی پارت ۱۵

چند پارتی

مافیای من

چند پارتـــــــــــــــ🖤ـــــــــــوقتی باهات بد حرف میزنهــ...

رمان عشق ممنوع

╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 4«ویو ا.ت»کلیدو انداختم و وارد خونه شدم.لباسمو با ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط