{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

***با همه‌ی بی سر و سامانی‌ام

***با همه‌ی بی سر و سامانی‌ام
باز به دنبال پریشانی‌ام
طاقت فرسودگی‌ام هیچ نیست
در پی ویران شدنی آنی‌ام
آمده‌ام بلکه نگاهم کنی
عاشق آن لحظه‌ی طوفانی‌ام
دلخوش گرمای کسی نیستم
آمده‌ام تا تو بسوزانی‌ام
آمده‌ام با عطش سال‌ها
تا تو کمی عشق بنوشانی‌ام
ماهی برگشته ز دریا شدم
تا تو بگیری و بمیرانی‌ام
خوب‌ترین حادثه می‌دانمت
خوب‌ترین حادثه می‌دانی‌ام؟
حرف بزن ابر مرا باز کن
دیر زمانی است که بارانی‌ام
حرف بزن، حرف بزن، سال‌هاست
تشنه‌ی یک صحبت طولانی‌ام
ها به کجا میکشی‌ام خوب من؟
ها نکشانی به پشیمانی‌ام***
دیدگاه ها (۱)

***کلماتم را در جوی سحر می‌شویم لحظه‌هایم را در روشنی با...

***این عشق ماندنی این شعر بودنی این لحظه‌های با تو نشستن ...

****کاش می‌دیدم چیست آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاری است آ...

***تاریک کوچه‌های مرا آفتاب کن با داغ‌های تازه، دلم را مجاب...

با همه‌ی بی‌سر و سامانی‌امباز به دنبال پریشانی‌امطاقت فرسودگ...

پارت معرفی

در جست و جوی خاطرات.پارت ۱۴..

بامااطلاعات خودراافزایش دهید *تشکرازلایک و حضورتون*

برید خررر ذوق شیدپارت ۹۱ | «بالاخره حرف بزن...»دو روز گذشت.....

سه پارتی از هیوجین: (وقتی که....) p1بچه ها ممکنه داستان یکم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط