{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روزی ...

روزی ...
شاید سالها بعد ،
یاد کنی ...
مزرعه را ،
کشاورز پیر و خسته را ...
آن روز ...
میفهمی راز مزرعه را ...
سکوت کن ،
مترسک !!!
بگذار فکر کنند تو پوشالی
یک عروسک بی احساس و تو خالی ...
مترسک !!!
اینجا دانه ها آلوده اند
خوشه ها آلوده تر
مترسک !!!
سکوت کن ،
با این که ...
همه چیز میدانی ...
به هیچ ستاره ای مگو
تمام رازهای مزرعه را میدانی ...
دیدگاه ها (۱)

وقتی وارد يه رابطه‌ی پخته ميشی،نگرانيا از اينكه «كجا رفت؟» «...

چشم‌های زیبایی داری اما به من بگو آیا تا به حال کسی غم ِ درو...

پاییز جانم برایمان باران زیاد به ارمغان بیاوردتابشویید همه د...

مونالیزا بی لبخند شیراز بی حافظیهپاییز بی باراندریا بی موجهم...

My Vampire Mate Season 2 part : 46

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط