{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چندمین طعمه‌ی تو بود دلم، راست بگو!

چندمین طعمه‌ی تو بود دلم، راست بگو!
بجز از عشق دگر، هر چه دلت خواست بگو!

پاره پاره‌است اگر چه دل ِ خوش باور ِ من
صبر بسیار و دل از ریشه مهیاست،،، بگو!

از سرم آب گذشته است بیا بنشین و
به من از آن‌که خداوند ِ هوس‌هاست بگو!

بگو از صد، نودم یا نود و نه یا چند؟؟
آنکه از،چشم ِ تو افتاده همین‌جاست،، بگو!

دیگر از هر نظر آسوده و آزادی پس،
بگو آن کیست که مابین ِ دل ِ ماست،، بگو!

لعنتی کیست که از من به تو نزدیکتر است
کیست او، من دلم اندازه‌ی دریاست بگو

تیر ِ آخر بزن و هیچ نترس از مرگم
پیش چشمان من این مرگ گواراست بگو

تو رهایی برو اما پس از این با قدرت
از دل ِ سر به هوایت به همه راست بگو
دیدگاه ها (۲)

عاشقانه های شبنم

✦ اولین گناه ✦فصل دهم: فرود---آن شب، وقتی کاساندرا روی تخت خ...

part 58کیم‌ویا.ت: جیش دارمخنده مردونه ای کرد آروم گفتتهیونگ:...

لب هات انارِ شبِ یلداست عزیزم«چشمانِ تو آرامشِ دریاست عزیزم»...

بوی گل و بانگ مرغ برخاستهنگام نشاط و روز صحراستفراش خزان ورق...

ای رفته ز دل, رفته ز بر, رفته ز خاطر …بر من منگر تاب نگاه تو...

بجز تو در دل من هیچ آشنایی نیستبدان برای تو جز قلب من که جای...

ای وای به حال دلم از بس که تو را خواست نارنج به تنگ آمده در دست زلیخاست …

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط