{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو چه کردی، که دلم را، به تنم لرزاندی

تو چه کردی، که دلم را، به تنم لرزاندی
یک شَبه آمدی،، وُ در دلم عُمری ماندی
در نگاهت چه فروغی، نهان بود، که از پرتو ِآن
عشق، بر دخمه ی تاریکِ دلم،، افشاندی
نه تو،، آن سان،، بر ِمن بودی،، وُ نه من بَر ِتو
که بدین سان،، تو مرا،، واله ی خودگرداندی
این چه حسّی ست،، که من،، بَهر ِتو،، در دل دارم
آن چه احساس خوشی بود، که سویم راندی
توچه کردی که با جرعه ای از جام ِ لبت
چشمه ی مِهر، به صحرای دلم،، جوشاندی
تو نبودی من از عشق، چه میـدانستم؟
تو چه خوب آمدی،، وُ خوب به من فهماندی
دیدگاه ها (۵)

غیر رویت هر چه بینم نور چشمم کم شودهر کسی را ره مده ، ای پرد...

روزه را تا می کنم وا با اذانِ چشمهاتکعبه ی آغوشت آمین گویِ ...

تو با شرم قشنگ عمق چشمانت . . .مرا وقتے تماشا مے ڪنے عشق است...

آغاز نامه هایم ازاین پس به نام توستچشمم دلم وجود من انگار را...

لحظاتتون عاشقونه ❣️عشق یعنی:(((نفست بند یکی باشد و بسنگهت جز...

پارت 1از زبان ا.ت یه دو سه ماهی هست با سانزو وارد رابطه شدم ...

ستاره دنباله دار پارت:۱۷

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط