{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه دختر كوری تو این دنیای نامرد زندگی میكرد .این دختره یه

یه دختر كوری تو این دنیای نامرد زندگی میكرد .این دختره یه دوست پسری داشت كه عاشقه اون بود . دختره همیشه می گفت اگه من چشمامو داشتم و بینا بودم همیشه با اون می موندم یه روز یكی پیدا شد كه به اون دختر چشماشو بده. وقتی كه دختره بینا شد دید كه دوست پسرش كوره. بهش گفت من دیگه تو رو نمی خوام برو. پسره با ناراحتی رفت و یه لبخند تلخ بهش زد و گفت :مراقب چشمای من باش
دیدگاه ها (۱)

‌ ‌ ••ᶠᴸᵞ ᵂᴵᵀᴴ ᴹᴱ ᴼᴿ ᴳᴱᵀ ᴼᵁᵀ ᴼᶠ ᴹᵞ ᵂᴬᵞ یا‌ با‌ من‌ پروا...

دلتنگی مثل نشتی گازه .... ن صدایی داره ن بویی و ن هیچ رنگی،ا...

The past is in your head , the future is in your hand .گذشته...

[ زیر تابلوئه خطر مرگ خوابیده بود و رویای زندگی کردن میدید"]...

Part 15جیهوپ:آره آره کوک راست میگه... من... من میدونم نونا ک...

اون یه دختره همون یه دختر داره دهن هممون سرویس می‌کنه همون د...

𝓰𝓸𝓵𝓭𝓮𝓷 𝓫𝓻𝓸𝔀𝓷 خیلی رندوم رفتم توی تلگرام بعد یه رمانی رو خوند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط