{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

او از آن مردهاییست که وقتی وارد اتاق میشود

او از آن مردهایی‌ست که وقتی وارد اتاق می‌شود،
هوا کمی سنگین‌تر می‌شود.
نگاهش سرد است، قدم‌هایش محکم،
و صدایش آن‌قدر جدی که کسی جرئت نکند
پشت واژه‌هایش دنبال شوخی بگردد.
سال‌ها خودش را از جنس سنگ ساخته…
نه از بی‌احساسی،
از زخم.

او یاد گرفته دلش را پشت دیوارهای بلند پنهان کند.
یاد گرفته آرام حرف بزند، کم لبخند بزند،
و بیشتر از آن‌که بگوید، تحمل کند.
برای همه، مردی سخت است.
دست‌نیافتنی.
سرد.

اما فقط یک نفر هست که می‌داند
پشت آن نگاه یخی،
آتشی روشن است.

فقط با اوست که صدایش نرم می‌شود.
با اوست که اخم‌هایش آرام باز می‌شوند
و گوشه لبش بی‌اختیار بالا می‌رود.
فقط برای اوست که نیمه‌شب‌ها بیدار می‌ماند،
نگران می‌شود، دلش می‌لرزد.

فقط او بلد است چطور دستش را بگیرد
و دیوارها را خاموش کند.

مردی که برای دنیا محکم است،
برای او پناه می‌شود.
برای او کودک می‌شود.
برای او عاشق می‌شود.

عشقش پر سر و صدا نیست.
بلند نمی‌گوید "دوستت دارم"
اما وقتی هوا سرد می‌شود،
بی‌آنکه بپرسی کت خودش را روی شانه‌هایت می‌اندازد.
وقتی خسته‌ای، بی‌حرف کنارت می‌نشیند.
و وقتی دلت می‌شکند، انگار جهان را مقصر می‌داند.

او شاید سخت باشد،
اما برای آن یک نفر،
نرم‌ترین جای قلبش را کنار گذاشته است.

و چه زیباست مردی که برای همه کوه است،
اما برای یکی…
«خانه». ❤️
.
.
دستخط هنر عشقم @m.1984 ❤️
دیدگاه ها (۰)

حالِ من با تو خوب می‌شود… همین که اسمِت میاد، توی سرم یک شه...

روزها می‌گذرند، اما در تقویمِ قلبِ من، زمان در همان لحظه‌ای ...

🍂❣️... گاهی دلت می خواهددر تمام روزمرگیهایتدر لابه لای تمام ...

𝗽𝗮𝗿𝘁 ³𝐧𝐚𝐦𝐞 𝐧𝐨𝐯𝐞𝐥: قلب های یخ زدلبخند تهیونگ بازهم گشادتر شد،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط