💌 #یه_داستان_قشنگ

💌 #یه_داستان_قشنگ

درد چشم
امانش را بریده بود که
خدمت امام رضا (ع) رفت و
ماجرا را گفت

🔆 امام (ع)
کاغذی برداشتند و
چیزی در آن نوشتند و
فرمودند: نزد فرزندم برو...

به همراه خادم،
نزد #امام_جواد (ع) رفتند
که آن موقع، کودکی
خردسال بودند 💜

امام جواد ‌(ع)
🕊 نامه را که خواندند،
سر خود را به طرف آسمان
بلند کردند و دعایی کردند

درد از چشمش پرید؛
انگار که دردی نبوده است . . . 🌸🍃

📗 یک قمقمه دریا. تولیدات فرهنگی حرم
دیدگاه ها (۴)

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش پایانی)

خسف | قصه سی و ششم: نرجس خاتون- بخش دوم

صاحب عزا تو مشهدهپرچم سیاه رو گنبدهاز باب الجواد ببینچقدر سی...

💠کلیپ شهادت امام جواد(ع)💠🌷خلاصه زندگینامه امام جواد(ع).....ب...

شهادت حضرت جواد (ع )اين نوگل باغ ولايت و عصمت گرچه کوتاه عمر...

«مثل مسیح ، نه» ، که دمت فرق میکندگلدسته های آن حرمت فرق میک...

🌺کلیپ میلاد امام محمد تقی جوادالائمه(ع)🌺 🌷خلاصه زندگینامه ا...

شهادت مظلومانه جوانترین شمع هدایت و نهمین بحر کرامت ، باب ال...

ماجرای بوی سیب حرم امام حسین(ع) چیست؟«بوی سیب و حرم حبیب و ح...

شهر ری با ناله ی عُشّاق مولا آشناستجای جایش مرکز دارالشّفای ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط