{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‍ شب شد، خبر بگیر که دیوانه ات کجاست؟

‍ شب شد، خبر بگیر که دیوانه ات کجاست؟
سر میزنم به سنگ، بگو شانه ات کجاست؟

صد جامه پاره کرده ام از عشق و عقل گفت:
دی می رسد، لباس زمستانه ات کجاست؟

یلدا رسید، انار دلم را شکست و رفت
حتی نگفت: کاسه ی خون! دانه ات کجاست؟

شادی به ما نیامده، از ما گذشته است
ای پیک غم، سلام صمیمانه ات کجاست؟

با من بزن به کوچه، خیابان، بزن به کوه!
آواره ام، سوال مکن خانه ات کجاست؟

توبه! که خورده ایم به مسجد تلو تلو
ای شهر زیر و رو شده، میخانه ات کجاست؟؟؟
دیدگاه ها (۱)

‍ شب شد، خبر بگیر که دیوانه ات کجاست؟سر میزنم به سنگ، بگو شا...

یلدا رسید انار دلم را شکست و رفتحتی نگفت کاسهء خون! دانه ات ...

در آخرین شب پاییزی واولین بزم زمستانی‌؛جشن بگیر انقلاب زمستا...

چه کرده عشق تو با من... فقط بیا و ببینبیا و گوشه تنهایی من ک...

لیلا حسنوند شاعر الشتری

الهی به مستان میخانه‌اتبعقل آفرینان دیوانه‌اتبه نور دل صبح خ...

الهی به مستان میخانه‌اتبعقل آفرینان دیوانه‌اتبه نور دل صبح خ...

الهی به مستان میخانه‌اتبعقل آفرینان دیوانه‌اتبه دردی کش لجهٔ...

ای که در مسجد روی بهر سجود سر بجنبد دل نجنبد این چه سود مولا...

حسین جعفری

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط