شب شد خبر بگیر که دیوانه ات کجاست
شب شد، خبر بگیر که دیوانه ات کجاست؟
سر میزنم به سنگ، بگو شانه ات کجاست؟
صد جامه پاره کرده ام از عشق و عقل گفت:
دی می رسد، لباس زمستانه ات کجاست؟
یلدا رسید، انار دلم را شکست و رفت
حتی نگفت: کاسه ی خون! دانه ات کجاست؟
شادی به ما نیامده، از ما گذشته است
ای پیک غم، سلام صمیمانه ات کجاست؟
با من بزن به کوچه، خیابان، بزن به کوه!
آواره ام، سوال مکن خانه ات کجاست؟
توبه! که خورده ایم به مسجد تلو تلو
ای شهر زیر و رو شده، میخانه ات کجاست؟؟؟
سر میزنم به سنگ، بگو شانه ات کجاست؟
صد جامه پاره کرده ام از عشق و عقل گفت:
دی می رسد، لباس زمستانه ات کجاست؟
یلدا رسید، انار دلم را شکست و رفت
حتی نگفت: کاسه ی خون! دانه ات کجاست؟
شادی به ما نیامده، از ما گذشته است
ای پیک غم، سلام صمیمانه ات کجاست؟
با من بزن به کوچه، خیابان، بزن به کوه!
آواره ام، سوال مکن خانه ات کجاست؟
توبه! که خورده ایم به مسجد تلو تلو
ای شهر زیر و رو شده، میخانه ات کجاست؟؟؟
- ۵۰
- ۲۶ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط