{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پاییز دیگر نیازی به بارانت نیست...!!!

پاییز دیگر نیازی به بارانت نیست...!!!
اینجا ابر دلها میبارد؛
میبارد برای کودکی که دیگر آغوش مادرش را ندارد؛
خون میبارد از دل مادر خون به جگر،
میبارد برای خواهر کوچک جانباخته در آغوش برادرش ...
برای پدری که تمام زحماتش آوار شد؛
سرمایت خونه نشین همیشگی قلبهایشان شد...
اینجا هوای دلها طوفانیست تو دیگر سرد نباش ،
هم زبانانم سقفی برای ماندن ندارند...
دیدگاه ها (۴)

❤ ️❤ ️:❤ ️❤ ️همیشه با مـــن بمان هیچکس عاشقانه تر از مــــن...

تمام دارایی مندست هایم هستندروزها کار می کنندو شب ها شعر می ...

دوسٺ داشتنِ تو ...کلمہ ایسٺ بلند... خواستن تو، احساسی‌سٺ عجی...

در گوشه‌ی آغوش توآرام‌ترینم..

Chapter Seven, Part ²⁵سرش رو به عقب خم کرد و چشماش رو بست. پ...

پارت دوم... :)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط