به بغض سر کردم دیده تر نشد که نشد

به بغض سر کردم، دیده تر نشد که نشد
دلی ز حال دلم با خبر نشد که نشد

هزار کوره بنا شد درین دیار و دریغ!
یکی به داغی و سوز جگر نشد که نشد

به بی‌قراری شعرم سری نزد که نزد...
و آن شبی که نیامد، سحر نشد که نشد

هزار دفتر هق هق، هزار دفتر شعر
دلت... عزیز دلم! نرم تر نشد که نشد

کجاست شانه‌ی امنَت؟ که بعد تو این سر
برای من _منِ بیچاره سر نشد که نشد

سیاه پوشی و اندوه در غم سهراب
برای رستم دستان پسر نشد که نشد!

قرار بود که درد دلی کنم با تو
ولی دریغ! درین مختصر نشد که نشد...

#حامد_عسکری
#شعر
#عاشقانه
#خاص
#آفرینش
دیدگاه ها (۵)

درود بر عزیزان همراه امروزتون پراز لطف #خداآرزومندم امـروززب...

و در دنیا هر که از جنس حسین باشد، هر که مجذوب حسین بشود، هر ...

#حدیثامام حسین(ع) : همانا من مرگ را جز سعادت نمی‌بینم و زندگ...

اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْن...

گاهی توکل متوکل به هادی است . . .

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط