{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سپردم دست چشمانت شروع عشقبازی را

سپردم دست چشمانت شروعِ عشقبازی را
بخوان با من که محتاجم سرود دلنوازی را

نشستی روبروی من ، تلاقی گُم شده در ما
کسی جز من نمی فهمد غم خطِّ موازی را

دلم می خواست دستانت چراغ هر شبم می شد
کنارت تکیه می دادم درخت بی نیازی را

همیشه در خیال خود تو در آغوش من هستی
چه استادم در این شب ها به یادت صحنه سازی را

برای جشن مرگِ من به گُل هیچ احتیاجی نیست
تبسّم کن که بسپارم به چشمت عشقبازی را
دیدگاه ها (۲)

.من آمده ام فاتح دنیای تو باشمتا گام نخستین به بلندای تو باش...

پیچیده تر از بند نگاهت تله ای نیستبگذار که صید تو شوم،مسئله ...

ای گل زیبای من ، بسیار می نازم به توعشق من ای بهترین دلدار ،...

بگذار دلتنگت شوم گاه به گاهی بگذار از یادت بسازم تک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط