برایت نوشتم نوشتم نوشتم

برایت نوشتم نوشتم نوشتم ...
از تنهایی ام ... از نبودت... از فراقت ...از احساسم ...
عشقم...علاقم ...
نوشتم از حس قشنگ چشمانت ؛ از آن خالِ روی لبت از چال گونه ات ؛ از اینکه چه عاشقانه مخاطب تمام نوشته هایم شدی ...
نوشتم از حس قشنگ دستانت، از اینکه ساعت ها بی دلیل روی عکسانت خیره می ماندم .
از ساعت هایی که بی وقفه در خیالم باتو در و دل میکردم...
نوشتم و کلی قربان صدقه نوشته هایم شدم ...
نوشتم جانان دلم از ترس از دست دادنت...
نوشتم و نالیدم از سردی های ناگهانی عاشقانه هایمان ، نبودنت ودر نهایت رفتنت ...
نوشتم و باریدم، و حال تمام نوشته ام خیس شد، تمام عاشقانه هایم را سیل برد و تو هیچ وقت نمیفهمی که چه عاشقانه قلم بر دست گرفتم برایت...
دیدگاه ها (۶)

این همه عکس پروفایلت را تغییر دادی ...سیاه گذاشتیاشک و سیگار...

.گاهی وقتها دست دلتان را بگیرید به پَستویی ببرید وخیلی از چی...

برای همه ی کسانی که شجاعت اش را داشته اند ..و یک طرفه وارد ج...

وقتی دوستت دارم..پاک می شوم،روشن می شوم،مثل چشمه می شوم،زلال...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط