{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

برایت نوشتم نوشتم نوشتم ...

برایت نوشتم نوشتم نوشتم ...
از تنهایی ام ... از نبودت... از فراقت ...از احساسم ...
عشقم...علاقم ...
نوشتم از حس قشنگ چشمانت ؛ از آن خالِ روی لبت از چال گونه ات ؛ از اینکه چه عاشقانه مخاطب تمام نوشته هایم شدی ...
نوشتم از حس قشنگ دستانت، از اینکه ساعت ها بی دلیل روی عکسانت خیره می ماندم .
از ساعت هایی که بی وقفه در خیالم باتو در و دل میکردم...
نوشتم و کلی قربان صدقه نوشته هایم شدم ...
نوشتم جانان دلم از ترس از دست دادنت...
نوشتم و نالیدم از سردی های ناگهانی عاشقانه هایمان ، نبودنت ودر نهایت رفتنت ...
نوشتم و باریدم، و حال تمام نوشته ام خیس شد، تمام عاشقانه هایم را سیل برد و تو هیچ وقت نمیفهمی که چه عاشقانه قلم بر دست گرفتم برایت...
دیدگاه ها (۶)

✦ اولین گناه ✦فصل پنجم: دو شکارچی، یک طعمه — قسمت دوم---آن ش...

شخصیت های توکیو ریونجرز به عنوان دوست پسر

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

#pain#P¹⁰⁹#Season²برای تهیونگ سوال شد که چرا صورتش رو نکشیده...

ادامه پارت ۱۰لیوانِ شراب را رویِ میز گذاشت و به من نزدیک شد....

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش سوم_ بلند می‌شود و دستم را می‌گیرد دمپایی ...

My professorChapter:2Part:118سئول | ساعت ۲۲:۳۷شب سردتر از هم...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 9️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ صورتش هیچ تغییری ...

🥀 قسمت هشتم فاطمه چه کسی بود؟تا اینجا شاید فکر کرده با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط