جمعه را دوستدارم
جمعه را دوستدارم
میگویند جمعه روز توست.
پس چرا نیستی در این روز کنارمان ؟!
غروبش برایم دلگیرترین لحظات است بی تو
کجایی ای تجلی روحم
مولای درماندگان وبی پناهان
آیا درماندگیم را نظاره گر نیستی ؟
روی سیاهم را نبین،قلب پر تپشم را بنگر که از هجرت بی تاب شده و هر آن است که در سینه خاموش و سرد گردد
درنگ جایز نیست
فرصتها را از دست داده ام
پس کجایی ای یگانه گل نرگس بوی عطرت مستم نموده وصدای گامهایت ازدور مدهوشم
درکدامین سو میشود تو را جست؟
ترسم بمیرم وتو نیایی
یا اباصالح پس کجایی؟
میگویند جمعه روز توست.
پس چرا نیستی در این روز کنارمان ؟!
غروبش برایم دلگیرترین لحظات است بی تو
کجایی ای تجلی روحم
مولای درماندگان وبی پناهان
آیا درماندگیم را نظاره گر نیستی ؟
روی سیاهم را نبین،قلب پر تپشم را بنگر که از هجرت بی تاب شده و هر آن است که در سینه خاموش و سرد گردد
درنگ جایز نیست
فرصتها را از دست داده ام
پس کجایی ای یگانه گل نرگس بوی عطرت مستم نموده وصدای گامهایت ازدور مدهوشم
درکدامین سو میشود تو را جست؟
ترسم بمیرم وتو نیایی
یا اباصالح پس کجایی؟
- ۲۷۰
- ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط