یه غروب با یه خاطره عطراونی که یهو تنهایی رفت اشکای تو چش
یه غروب با یه خاطره عطراونی که یهو تنهایی رفت اشکای تو چشام روی گونه هام رفت هوا ابری بود و یه سیگارمنو تکیه زدن به دیوارزندگی روی سرم ریخت مثه اوار هوا چه دلگیره نبودنش نفسگیره نمیدونم کی جای من دستاشو میگیره نمیدونه دلم بی اون میمیره صدای سوز بادو وقتی گفت که منو نمیخواد رفت همه چیمو باختم حتی رویایی که با اون ساختم من تازه اون روی عشقو شناختم من که از ته دلم میخواستمش رو چشام میذاشتمش چرا منو رفیق غم کرد من که از ته دلم میخواستمش رو چشام میذاشتمش چرا منو تنهایی ول کرد
#ُسیگار
#ُسیگار
- ۳.۱k
- ۲۱ آبان ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۴۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط