{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه غروب با یه خاطره عطراونی که یهو تنهایی رفت اشکای تو چش

یه غروب با یه خاطره عطراونی که یهو تنهایی رفت اشکای تو چشام روی گونه هام رفت هوا ابری بود و یه سیگارمنو تکیه زدن به دیوارزندگی روی سرم ریخت مثه اوار هوا چه دلگیره نبودنش نفسگیره نمیدونم کی جای من دستاشو میگیره نمیدونه دلم بی اون میمیره صدای سوز بادو وقتی گفت که منو نمیخواد رفت همه چیمو باختم حتی رویایی که با اون ساختم من تازه اون روی عشقو شناختم من که از ته دلم میخواستمش رو چشام میذاشتمش چرا منو رفیق غم کرد من که از ته دلم میخواستمش رو چشام میذاشتمش چرا منو تنهایی ول کرد
#ُسیگار
دیدگاه ها (۴۹)

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p16از رستوران خار...

پارت ۳۳ته:دیونه چرا تو از اون موقع تو فکری؟ 😏🦋هیون‌وو با لبخ...

......//برده ی زیبا//......

𝓈𝓂𝒾ℓℯPart "62"☆ویو هانا☆آن شب...فکر می‌کردم کارهام زود تموم ...

پارت ۲۳رزا وقتی برگشت، شهر چراغونش روشن شده بود. کلید روبه‌ه...

پارت پنجم (MISOO) سوم فوریه سال ۲۰۲۲.پاهام رو تکون دادم و به...

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم ^_^

محو زیبایی او پارت ۲۵ویو رزا تو بیمارستان بودم چشمام سخت باز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط