{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خوشا دردی!که درمانش تو باشی / خوشا راهی! که پایانش تو باش

خوشا دردی!که درمانش تو باشی / خوشا راهی! که پایانش تو باشی

خوشا چشمی!که رخسار تو بیند / خوشا ملکی! که سلطانش تو باشی

خوشا آن دل! که دلدارش تو گردی / خوشا جانی! که جانانش تو باشی

خوشی و خرمی و کامرانی / کسی دارد که خواهانش تو باشی

چه خوش باشد دل امیدواری / که امید دل و جانش تو باشی!

همه شادی و عشرت باشد، ای دوست / در آن خانه که مهمانش تو باشی

گل و گلزار خوش آید کسی را / که گلزار و گلستانش تو باشی

چه باک آید ز کس؟ آن را که او را / نگهدار و نگهبانش تو باشی

مپرس از کفر و ایمان بی‌دلی را / که هم کفر و هم ایمانش تو باشی

مشو پنهان از آن عاشق که پیوست / همه پیدا و پنهانش تو باشی

برای آن به ترک جان بگوید / دل بیچاره، تا جانش تو باشی

عراقی طالب درد است دایم / به بوی آنکه درمانش تو باش

#فخرالدین عراقی
دیدگاه ها (۰)

و همچون نسیمِ صبحلرزان و بی قرار‌‌‌...وزیدم به سوی تو...#فرو...

آفتابا مدد کن که امروزباز بالنده تر قد برآرم یاری ام ده که ر...

می‌سرایم "تو و چشمان تو را"نه سپیدی ، نه غزل... تویی آن شعر ...

عاشقان چون زندگی زاينده‌اندعاشقان در عاشقان پاینده‌اندعشق از...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط