{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بالاخره من ماندم ومن،

بالاخره من ماندم ومن،
من از من رنجیده است،
هیچ کس نیست
برای" پادر میانی"
دیدگاه ها (۱)

همدیگرو بلد نیستیم، اگه بلد بودیمهیچوقت نمی پرسیدیمکدوم کارم...

من بدون تو بازم به زندگیم ادامه میدم ولیتا اخرین لحظه نفس کش...

لب تو بی خبر از ما کجا می خندد..!؟

بالاخره گفتمش؛...حالا آرومم؟ آره، ولی با عذاب وجدان...دیوونگ...

باران زد و از حال تو ، ما را خبری نیستمن ماندم و چتری و خیاب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط