{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سال ها رفت وگذشتیم خیابان ها را

سال ها رفت وگذشتیم خیابان ها را
شب به شب خاطره کردیم شبستان ها را
همدم آینه بودیم ولی مات وکدر
آه بودیم و گرفتیم گریبان ها را
حق نان ونمک این بود که در خانه ی دوست
برسر سفره شکستیم نمکدان ها را
ما فقط همهمه کردیم که خاموش کنیم
شور آواز هزاران و غزلخوان ها را
دست دادیم که بی واهمه دشمن باشیم
عهد بستیم فراموشی پیمان ها را

محمدحسین_صفاریان
دیدگاه ها (۱)

ﺁﯾﺎ ﺯﻧﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﮐﻔﻦ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﻭ ﻋﺼﻤﺖ ﺧﻮﺩ ﺧﺎﮎ ﺷﺪﺟﻮﺍﻧﯽ ﻣﻦ ﺑﻮﺩ؟ ﺁﯾﺎ ...

نمی دانم چه می خواهم خدایابه دنبال چه می گردم شب و روزچه می ...

من صبورم امابه خدا دست خودم نیست اگر می رنجمیا اگر شادی زیبا...

خدایا...دلم می خواهد...دفتر ِ مشقم را باز کنم...و دوباره تمر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط