{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی خیس از باران به خانه رسیدم،

وقتی خیس از باران به خانه رسیدم،
برادرم گفت: چرا چتری با خود نبردی؟
خواهرم گفت: چرا تا بند آمدن باران صبر نکردی؟
پدرم با عصبانیت گفت: تنها وقتی سرما خوردی متوجه خواهی شد!
اما، مادرم، در حالی که موهای
مراخشک می کرد گفت: امان از باران بی موقع…


این است معنی مادر….....

"
دیدگاه ها (۹)

سلامتــــــــی⇦ تـــنها ♥عشق♥ زندگیم⇨ ↯↯ چیه فِکر کَردی...

دست هایم را بگیریدمواظبم باشید ،اشکهای بی کسی ام را پاک کنید...

هعععععععی ندالیم دیه ولی خودم میگم روزم مبارک عقشم ایشالله ع...

این عشق منو برید لایک کنید حتما حتما برید لایک کنید فاطی بلا...

« ازدواج به اجبار »Part 22 ویوی لیانا:اما صدای شلیک من رو به...

ص ۶۵ ان شب پریسا از زندگی شخصی خودش گفت از ترسها از امیدها ا...

ص ۶۶با ازاده تماس گرفتم __باز هم این موضوع را از پریسا مخفی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط