فصلِ شکوفهها بود
فصلِ شکوفهها بود
من شدم شکوفهای که تو عاشقش شدی و
شاید هیچ فکرِ خزان کردنم نبودی.
عاشقِ بهارم شدی و نمیدانستی من پسر پاییزم.
ولی بدان، من در پاییزیترین حال که باشم هم،
با یک آغوشت که بوی بهار میدهد،
باز شکوفه میدهم
باز عاشقت میکنم.
نگران نباش!
من شدم شکوفهای که تو عاشقش شدی و
شاید هیچ فکرِ خزان کردنم نبودی.
عاشقِ بهارم شدی و نمیدانستی من پسر پاییزم.
ولی بدان، من در پاییزیترین حال که باشم هم،
با یک آغوشت که بوی بهار میدهد،
باز شکوفه میدهم
باز عاشقت میکنم.
نگران نباش!
- ۳۱.۴k
- ۲۳ بهمن ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۵۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط