{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جز او

جز او
دلم چیزی نمی خواهد بجز باران
بشوید این غبار خسته را از تن

و دست مهربانی
تا که بگشاید مرا زنجیر این خاک ملال انگیز
به پرواز آورد روح مرا تا او

دلم چیزی نمی خواهد بجز
آمینِ بعد از یک دعای ناب
سلامی تا که شاید
آه شاید
قفل لب های مرا ، برخنده بگشاید

دلم چیزی نمی خواهد دگر جز عشق
بسوزاند تمام خارهای خوار خودخواهی
و گرمایی نشاند بر دل تنگم
ونجوای لبان آسمانی

قفل جان این غریب خاک را با مِهر بگشاید
نمی دانم تو را ، اما

دلم
دلم ، چیزی نمی خواهد دگر جز او

http://line.me/ti/p/%40hbl3895c

کپی با ذکر لینک بلا مانع است
دیدگاه ها (۳)

(۲۰۵)http://line.me/ti/p/~@XHS7100Lدر تاریخ آمده مهدی عباسی ...

«بـِسمـہ تــَعـالے»موضوع: نقد شبهه (آتئیست نیستید،ازاده باشی...

وإِذْ أَخَذْنَا مِیثَاقَکُمْ وَرَفَعْنَا فَوْقَکُمُ الطُّورَ...

گزارش تکان دهنده از آزمایشات هسته ای اسرائیل بر روی کودکانش ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط