{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی خوناشامه و...

وقتی خوناشامه و...
چند پارتی✨

ساعت:(6 ظهر)

خب خب من ات هستم یه دختر ماجرا جو و شیطون 19 سالمه راستم دیروز تولدم بود و شد 19 سالم همینجوری رو مبل داشتم با خرگوشم بازی میکردم که

(مکالمه ات و دوستش هانول)

+سلام مشنگ چیشده

/اوه اوه زیادی گی میخوری

+از تو یاد گرفتم

/چس نگو، میگم میای امشب بریم خونه متروکه؟

+کصخلم؟.... نه نه کصخلممممم؟

/اهههه چی میشه مگه، نمیمیری که فوقش تسخیر میشی

+ببینم چی میشه من دیگه یه خانم مستقلم که تنها زندکی میکنم و کار زیاد دارم لازم نیست دیگه بر اساس تصمیمات مامانم بیام دیگه با تصمیمات خودم میام

/ببین عامو زیادی گی نخور ساعت 8 با
ماشین منتظرتم دم در باییییی
+اه اوک...

(پایان مکالمه، هانول روش قطع کرد)

+ای کی.... ای کی کی کی کی بیا وسط

(داداش تو نخورده مستی😐)

خب از اونجا که من همیشه اماده شدنم طول میکشه برای همین از همین الان آماده شدم رفتم حموم نیم ساعت روتینمو انجام دادم اب خوردم ارایش ساده کردم مثل تینت میوه ای، با زد افتاب رنگی که زیادم نزدم با یکم رژ گونه بعد لباسمو تن کردم یه شلوار لی مشکی تنگ با کراپ قرمز موهامم دم اسبی بستم چتری های پروانه ایمو مرتب کرذم و رفتم پایین که دیدم هانول تو ماشین منتظرمه و ساعتم هشتو پنج دقیقست
/دیر کردی
+خودتم میدونی همیشه دیر میکنم
/بله بله اطلاع دارم
+بریم دیگه دیر شد
/بریم، پیش به سوی خونه متروکههههه
.....
دیدگاه ها (۰)

آپدیت رستوران Kame Omakase با یونگی

آپدیت استوری اینستاگرام جونگکوک

پارت دوازدهمویو یوریکویوریکو : خب بگذریم یه خبر براتون دارمچ...

از شرم خلاص نمیشی … p30

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط