پرنده کوچک لرزانی بود درآشیانه ،
پرنده کوچک لرزانی بود درآشیانه ،
آرزویش پرواز ...
بزرگ شد و بالید.....
پرگشودبرآبی آسمان...
تازه پرواز را آغازکرده بود
تیری ازچله رهاشد ،
به گوشه بال رنگینش نشست.....
چه پرواز کوتاهی ...
چه پایان غم انگیزی...
پرنده ی خوشبختی بر روی شانه صیاد....
پر پروازش ش ک س ت ....
افسوس .....
باتمام آزادی، هرگز نتوانست پرواز را ازسرگیرد....
خوشبختی ازآن صیاد شد!!!!
افسووووس....
آرزویش پرواز ...
بزرگ شد و بالید.....
پرگشودبرآبی آسمان...
تازه پرواز را آغازکرده بود
تیری ازچله رهاشد ،
به گوشه بال رنگینش نشست.....
چه پرواز کوتاهی ...
چه پایان غم انگیزی...
پرنده ی خوشبختی بر روی شانه صیاد....
پر پروازش ش ک س ت ....
افسوس .....
باتمام آزادی، هرگز نتوانست پرواز را ازسرگیرد....
خوشبختی ازآن صیاد شد!!!!
افسووووس....
- ۷۵۹
- ۲۳ مرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط