{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رفتم که بفهمی قفست هم عددی نیست

رفتم که بفهمی قفست هم عددی نیست
پرواز نکردن، سببش نابلدی نیست

من ساحل دل مرده ، تو دریای خروشان
درچشم تو این فاصله ها چیز بدی نیست

هرشب به تو تابیدمو احساس نکردی
افسوس که دریای دلت ،جزرومدی نیست

سیلی خور امواج،ولی ترس نبودت
می گفت که طوفان صدایش ابدی نیست

هرچند که بیزارم از این عشق و تصاحب
این نفرت از سیلی آخر که زدی نیست

رفتم که بفهمی اگر این ترس نباشد
دل کندن و دل سنگ شدن کار بدی نیست
دیدگاه ها (۲)

هر که در سینه دلی داشتبه دلداری داددل نفرین شده ی ماستکه تنه...

گــاهـےاز عشـق هـمباشڪوه تـــــــر استـبودڹ با ڪسےڪه خوب بلـ...

بی هیچ علت خاصیبذار بهت خوش بگذرهزندگی یعنی این . .

تو بگو دل ! که به آهنگ دلت ساز کنم تو بگو عشق ! که من عاشقی ...

رمان نابودی پارت ۱۸

My bloody love پارت ۳۴

رمان زیر نور خاموش سئول.. آن شب باران قطع نشد.سئول زیر نور چ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط