{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این روزهای بارانی

این روزهای بارانی
پشت ِ پنجره های بی "تو"
چای هم برای خیالت سرد می شود
وقتی از گوشه ی چشمم
سر می خوری
می ریزی لبه ی فنجان
او میفهمد
این داغی چای نیست
داغ ِ دوری ِ "تو" ست
که روی دلم مانده
دیدگاه ها (۷)

چه می شد اگر خدا، آن که خورشیــــد را چون سیب درخشانی د...

ﺩﻟـﻢ ﺑﻬـﺎﻧﮧﺀ ﺗـﻮ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﺩ ! ! ! ﺗـﻮ ﻣﮯﺩﺍﻧﮯ ﺑﻬـﺎﻧﮧ ﭼﯿﺴـﺖ ؟ ؟...

کاسه صبــــــــــــــــــرم از کسانی پر است که با ادعای خ...

گاه زبان زندگیم میگیرد در هوایی که نفس های "تو" برای حرف ز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط