{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

...

سبد پیک نیکش رو برداشت و بعد از پوشیدن صندل های سفیدش سمت بیرون خونه دویید و سوار ماشین دوستش شد
-سلاامممم
-چقدر خوشگل شدی ندزدنت؟؟؟ آماده ای بریم تابستونمون رو شروع کنیمممم؟
-اره بریممممممم
اونا آخرین سال مدرسه شون رو تموم کرده بودن و فارغ التحصیل شده بودن و به عنوان اولین روز تابستونشون قرار بود با اکیپ پنج شیش نفره شون برن دریا و پیک‌نیک کنن
وقتی رسیدن دریا و روی شن ها پارچه ی سفید و قرمز ای انداختن و همگی نشستن،‌چشم دختر به کراش مدرسه ش افتاد و روش قفل شد
-ب.. بچه ها... جئونه.. چرا اومدن اینجا؟...
-من که بهتون گفتم فقط ما نیستیم که دریا پلن تابستونمونه... بردار... الان لایرا از دست میره!
لایرا سرش رو تکون داد و به رو بروش خیره شد
وقتی ام که صدای کراشش رو کنارش شنید که ازشون خوراکی میخواست دلش می‌خواست جیغ بزنه
-هی لایرا... خوراکی بده دیگه بهش...
لایرا یه ظرف خوراکی و اسنک بهش داد و نگاهش رو به چشم های مشکی جونگکوک داد
-نوش جون...
ابرو های جئون تکون ریزی خورد و چشم هاش رو به لایرا دوخت
یذره مکث کرد
معلوم بود که داره فکر میکنه
حرفی که از لب هاش خارج شد باعث خجالت و سرخ شدن گونه های دختر شد و همچنين خندیدن دوست های لایرا...
-میتونم لایرا رو هم به عنوان خوراکی با خودم ببرم دخترا؟؟!!
دیدگاه ها (۰)

...

...

The Boss Savage part11جونگکوک به همراه جاسپر به سمت یکی از م...

The Boss Savagepart2 با انگشت شصتش قطره ی عرق روی شقیقه اش ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط