نقشه را دردست دارم راه راگم کرده ام
نقشه را دردست دارم راه راگم کرده ام
راه هم پیداشود همراه را گم کرده ام
درمسیرم هرکسی همراه باشدیارنیست
بیقرارم،یاوری دلخواه راگم کرده ام
هرقدم پامیگذارم سوی مقصدبسته است
کوچه هارا خانه را درگاه را گم کرده ام
پا به پای عمرمی رفتم ورفتن بی حساب
سالها می رفت و من پنجاه را گم کرده ام
ساده ام بی غل وغش یااحمقم شایدکه من
خوب رانشناختم بدخواه راگم کرده ام
بازروزی دیگرآمدازتومی گیرم نشان
گرچه ناآگاه از آگاه را گم کرده ام
راه هم پیداشود همراه را گم کرده ام
درمسیرم هرکسی همراه باشدیارنیست
بیقرارم،یاوری دلخواه راگم کرده ام
هرقدم پامیگذارم سوی مقصدبسته است
کوچه هارا خانه را درگاه را گم کرده ام
پا به پای عمرمی رفتم ورفتن بی حساب
سالها می رفت و من پنجاه را گم کرده ام
ساده ام بی غل وغش یااحمقم شایدکه من
خوب رانشناختم بدخواه راگم کرده ام
بازروزی دیگرآمدازتومی گیرم نشان
گرچه ناآگاه از آگاه را گم کرده ام
- ۳۳۸
- ۲۸ مهر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط