آمدی آمدنت حال مرا ریخت به هم

آمدی ، آمدنت حال ِمرا ریخت به هم
یک نگاهت همه فلسفه را ریخت به هم

آمدی و دل ِمن سخت در این اندیشه ؛
آن همه منطق و قانون چرا ریخت به هم ؟

قاضی ِعادل ِقصه به نگاهت دل باخت
یک نگه کردی و یک دادسرا ریخت به هم

چهره ی شرقی ِزیبای ِتو شد موجب ِخیر
یک به یک انجمن ِغرب گرا ریخت به هم

شاعران ، طالب ِسوژه ، همه دنبال تو اند
سوژه پیدا شد و شعر ِشعرا ریخت به هم

جاذبه مال ِزمین است ، تو شاید دزدی
که فقط آمدنت جاذبه را ریخت به هم

من همان آدم ِ پر منطق ِ بی احساسم
پس چرا آمدنت ، حال ِمرا ریخت به هم ؟

حس و حال همه ی ثانیه ها ریخت به هم
شوق ِیک رابطه با حاشیه ها ریخت به هم !

گفته بودم به کسی عشق نخواهم ورزید
آمدی و همه ی فرضیه ها ریخت به هم

روح ِغمگین ِتو در کالبدم جا خوش کرد
سرفه کردی و نظام ِریه ها ریخت به هم

پای ِعشق ِتو دلم مرد و دگر ِهیچ نشد
قلب از وحشت ِنرخ ِدیه اش ریخت به هم

بغض کردیم و حسودان ِجهان شاد شدند
دلمان تنگ شد و قافیه ها ریخت به هم




#عاشقانه
دیدگاه ها (۱)

من که مستعمره ام ، شعله به جانم تو بکشقصد فتحم کن و از زیر ز...

ﺁﻧﮑﻪ ﺑﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﺷﮑﻬﺎﯾﺖ " ﺳﺎﺩﻩ " ﺑﻪ ﺗﻮ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩﻣﯿﮑﻨﺪ ...ﺁﻧﮑﻪ ﺑﺎ ﺗﻤ...

#Paule_Ka#2015_2016#مد_زیبایی#بانوان_لباس

#Paule_Ka#2015_2016#مد_زیبایی#بانوان_لباس

حسّ و حال همه‌ی ثانیه‌ها ریخت به همشوق یک رابطه با حاشیه‌ها ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط