{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حکیم با انگشت خطی راست بر روی شن کشید و گفت: کوتاهش کن.

حکیم با انگشت خطی راست بر روی شن کشید و گفت: کوتاهش کن.

مرد با کف دست نصف خط را پاک کرد.

حکیم گفت برو یک سال بعد بیا.

یک سال بعد باز حکیم خطی کشید و گفت کوتاهش کن.

مرد این بار نصف خط را با کف دست و آرنج پوشاند.

حکیم نپذیرفت و گفت برو یک سال بعد بیا!

سال بعد باز حکیم خطی روی شن کشید و از مرد خواست آن را کوتاه کند.

مرد این بار گفت: نمی دانم و خواهش کرد پاسخ را بگوید.

حکیم خطی بلند کنار آن خط کشید و گفت حالا کوتاه شد.

این حکایت فرهنگ ژاپنی ها را نشان می دهد.

نیازی به دشمنی و درگیری با دیگران نیست. با رشد و پیشرفت دیگران شکست می خورند. به دیگران کار نداشته باش کار خودت را بکن
دیدگاه ها (۱۴)

دوست دیرینه اش در وسط میدان جنگ افتاده ، می توانست بیزاری و ...

جهنم وسندشدر قرون وسطا و دوران اوج قدرت کلیسا ها ، عقاید و خ...

خداحافظ زمستان

حکیم بزرگ ژاپنی روی شنها نشسته و در حال مراقبه بود مردی به ا...

𝐸𝓃𝒹𝓁𝑒𝓈𝓈 𝑜𝓃 𝓈𝓉𝒶𝑔𝑒|𝒫𝒶𝓇𝓉 ⁷وارد داروخانه شد و به سمت پیشخوان رفت...

فاصله یک لبخند تا جنون

#my.sexy.toy. psrt 8 فیلیکس سرش رو از روی شانه‌ی هی...

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 100✦...................

رمان انفجار و امید

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون 𝗣𝗔𝗥𝗧 : 137✦..................

در قرون وسطا کشیشان بهشت را به مردم می‌فروختند و مردم نادان ...

سناریو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط