{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فقط رفت بدون کلامی که بوی اشک دهد …

فقط رفت بدون کلامی که بوی اشک دهد …
فقط رفت بدون نگاهی که رنگ حسرت داشته باشد …
فقط رفت … فقط رفت و من شنیدم که توی دلش گفت : راحت شدم …
دیدگاه ها (۱)

یادت هست…؟!روزی پرسیدی این جاده کجا میرود…؟!و من سکوت کردم…د...

??ﭘﺴﺮ : ﺧﺴﺘﻪ ﺷﺪﻡ !!???? ????.ﺩﺧﺘﺮ: ﯾﻌﻨﯽ ﭼﯽ ﺧﺴﺘﻪ ﺷﺪﯼ؟???? ???...

همه یهویی ها خوبن :یهویی بغل کردنیهویی بوسیدنیهویی دیدنیهویی...

صدای پای تو که می رویو صدای پای مرگ که می آید…دیگر چیزی را ن...

اجباری...

فنجان خالی را کناری گذاشتم . به سیمای روبه رویم نگاهی انداخت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط