{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گـر بريم و شهر و در ايگـون يه چيشه

گـر بريم و شهر و در ايگـون يه چيشه

خوم دونم لو ميخكي نه وقت شيشه
دیدگاه ها (۱)

‌تو رَهدی وُ گُدی اِسمُمِ پــــاک کُنهمه خاطره هایِ مُنه خــ...

اشنفتـــم تو نــــاخشی شــالا خشت بودهسلم چی ناز بهلشت شو زر...

قـــربون او دارت بــرم بلند سبــــزهحرفل ديگ پسينت حـونمه تش...

بند بند پنجيلت مـي قاب نـرگسار بشوره  لشمه ني  پيسه هـرگز

دوراهی عشق و نفرت p¹⁸ا/ت:داشتم با سنگى كه جلو پام بود بازى م...

دوراهی عشق و نفرت p¹⁴جونگکوک:باسر درد خيلى بدى از خواب بلند ...

دوراهی عشق و نفرت p¹⁵تهیونگ:ليوان شرابمو برداشتم و رفتم كنار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط